بازم امسال ولنتاین تنهاییم....![]()
![]()
ولی ایشالا هرکی با عشقش میره بیرون بش خوش بگذره . این دعا رو از ته دلم کردم.
حواستون هم باشه که زیاد خرجش نکنین(دو طرفه بود)![]()
![]()



خواهشن قدر عشق رو بدونین![]()
1: خودتو معرفی کن:
پوریا ، 17ساله از اهواز
2:خصوصیات :
دلقک نیستم ولی به هرکی برسم خیلی زود باش گرم میگیرم و می خندونمش. عاشق رفیق های پایه ام. عصبانیت رو دوست ندارم ولی ......(خب نمیشه جولوشو گرفت دیگه)![]()
3:فصل مورد علاقه:
تعطیلی کدوم فصله؟!![]()
4-رنگ مورد علاقه:
قرمز
، آبی
.
5-غذای مورد علاقه :
ماکارونی
، لازانیا
، کلم پلو
، استنبولی
.
6-میوه مورد علاقه :
موز ، کیوی .
7- موسیقی مورد علاقه:
فرهاد ، کاوه یغمایی
8- بدترین ضدحالی که خوردم:
بهار خانوم یه دفه مارو تنها گذاشت![]()
9-ناشیانه ترین کاری که کردم:
یه بار یه عروسی دعوت شدیم من فکر کردم که عروسیش خوب نباشه نرفتم. بعد که فیلمشو دیدم ، دیدم که یه همچین عروسی تو کل فامیل دیگه پیدا نمیشه![]()
10- بهترین خاطره:
وقتی دیدم بهار دوباره آپ کرده خیلی خوشحال شدم
، وقتیم که دیدم خواهرم قبول شده همینطور
.
11- کسی که بخوام ملاقات کنم:
بهار میدونه کیه ولی نمی تونم بگم![]()
12- کسی که نخوام ملاقاتش کنم:
با کسی دشمنی ندارم خدا رو شکر
13- برای کی دعا میکنم:
خودم ، خانواده ، بهار، و همه بیماران.![]()
14- موقعیت من در 10 سال آینده:
(اگر خدا بخواد) با ماشین خودم برم سره یه کاره آبرومند.
نمی دونم منم باید کسی رو دعوت کنم یا نه؟ ولی دعوت می کنم . البته به خاطر اینکه کسی به ما سر نمیزنه و همه رفتن :
1-هانیه ( اگه نتونستی نمی خواد . عذر تو موجه)![]()
![]()
2- ترانه و ترنم
3- دیگه ندارم کسی رو![]()
خاطرات با تو بودن واسه من مثل یه رویاست
حالا که نیستی عزیزم ، زندگی برام بی معناست
میگفتی عاشق و معشوق همیشه با هم می مونن
مگه من عاشق نبودم که با من نبودی مهربونم؟
خسته ام از این همه درد،خسته از تنهایی موندن
خسته از با غم نشستن،شعر تنهاییو خوندن
واسه من تویی ستاره تو تموم آسمونم
عاشقت بودم و بازم بخوای عاشقت می مونم
حالا که نیستی کنارم عکستو بغل می گیرم
اشک میریزه از چشام و از نگات من جون می گیرم
حالا که نیستی دوباره ، این دل من غصه داره
واسه دیدن چشمات ، لحظه ها رو میشماره
نه ، نمی خوام زندگی رو وقتی که تو دوری از من
شده تنهایی و حسرت ، سایه بون خلوت من
نگو سهم من اینه تا ابد تنها بمونم
روس سنگ قبر سردت شعر تنهایی بخونم
حالا که نیستی دوباره ، این دل من غصه داره
واسه دیدن چشمات ، لحظه ها رو میشماره

از بچه هایی که میانو این آپ رو می خونن عاجزانه تقاضا دارم که فعلا نظر ندن. می خوام هانیه اولین نفر باشه . وقتی اون نوشت بقیه هم بیاین باشه؟
از دستم ناراحت نباشینا. هر کیم که نمی دونسته و تازه فهمیده بره بش تبریک بگه ![]()
![]()
بازم تولدت مبارک![]()
من نخوام تولد وبلاگمو بگیرم کیو باید ببینم؟![]()
نه اینکه نخوام تولد بگیرما ، منظورم اینه که نخوام وبلاگم یک ساله شه ......![]()
نه اینکه نخوام وبلاگم یک ساله شه ها.....![]()
بابا منظورم اینه که من دیگه باید این وبو ببندم از اول مهر..........![]()
![]()
حالا فهمیدین چرا؟![]()
خیلی سخته ، میدونم که درکم می کنین. بغض گلومو گرفته ولی ...........![]()
ولی این تصمیم خودمه میخوام بشینم پای درسام. می خوام بترکونم (البته اگر خدا بخواد)
دیگه وبلاگ فعلاً تعطیل تا ...... . تاشو نمی دونم ولی ایشالا هر چه زودتربرمی گردم . تو این 1 سال خیلی بهم لطف کردین دوست دارم از همتون تک تک به یه نوعی تشکر کنم![]()
![]()
. می دونم همینی که فقط تو وب اسمتونو بنویسم کمه ولی شما انقدر بزرگ هستین که به خوبیه خودتون ببخشین . ![]()
![]()
واسم دعا کنین : 1- واسه اینکه آدم شم
. 2- واسه اینکه درس بخونم.![]()
خودم می خوام ولی .....
![]()
هانیه(سرور من)![]()
دیونه گل ازت خیلی خیلی ممنونم. تو یکی از بهترین دوستای من بودی.
بهاره و ندا که واقعا واسم سنگ تموم گذاشتن مخصوصا بهاره.![]()
![]()
![]()
![]()
شیما که اولین دوستم بود![]()
کیوان عزیزم که با مطالب زیباش آدم دهنش وا میموند![]()
که این آخریا با هم رفیق شدیم.
Ezraeilاز
snmghpe از صبا ی گل با اون گروه
و ............. جهنم فرزانگان که ( از خوبیاش نگم بهتره چون تمومی نداره)![]()
![]()
و هرکس دیگه ای که اومد تو وب منو نظر داد. از تک تکتون ممنون . قربون همتون . Pooriya_ashegh2006 آی دی من هست:![]()
هر کس دوست داشت خواهشن
به اسم خودش و مشخصات خودش بیادو من اونجا در خدمتشم.
البته من زیاد تو چت نمیام چون می خوام درس بخونم
ولی در هر صورت ، تعطیلات آخر هفته ای یا ایام عیدی هستم. بازم تشکر می کنم و آرزوی موفقیت واسه همتون دارم . ایام رمضان نزدیکه هر کی روزه می گیره روزش قبول![]()
. بازم تولد جواد رو که یک ساله شد تبریک میگم(وبلاگو می گم)
چه زيباست در اوج تنهايي دست انساني را گرفتن به بهانه اينکه نگذارم تنها بماند
چه زيباست در اوج ناميدي انساني او را همراهي کردن به بهانه اميدوار کردنشو چه نامردمانه است انساني را دنبال خود کشيدن،عاشق کردنش و در اوج تنهايش رها کردن و گفتن اينکه ديگر تو را نمي خواهم![]()
تولد سردو بی خودی بود .
ببخشید
خداحافظ ![]()
آخه یکی نیست بگه مگه شما دوتا خلین؟![]()
دیشب یه ماجرایی داشتیم .................![]()
![]()
![]()
دیشب تولد عموم بود . پاشدیم رفتیم تولد . سر ساعت 10 اعلام شد که فردا صبح نتایج سراسری رو هم می زنن. خواهر منم که رتبش ۳۰۰۰ و خورده ای شده بود
خیلی استرس داشت . کی باورش می شه که ما بعد از اینکه اومدیم خونه ( یعنی از ساعت 1) تا ساعت 5 هی 3تا سایت باز می کردیم . یه بار سایت سنجش ، یه بار آزمون ، یه بارمwww.pooriya2006.blogfa.com . خواهرم می خواست ببینه قبول می شه یا نه منم می خواستم ببینم نظراتم از 46 به 47 رسیدن یا نه![]()
. خلاصه دیدیم فایده نداره ساعت 5 خوابیدیم
. آلارم موبایلو گذاشتم ساعت 6:30 آخه خواهرم آلارم تلفنو گذاشته بود ساعت 7 . منم که بش گفتم منو هم بیدار کن گفت : عمراًاًاًاًاًاًًاًاًاًاًاًاً
. خلاصه قبل از اینکه اون پاشه من بیدارش کردم ولی از اونجایی که جفتمون مثل جنازه
(دور از جون) بودیم دوباره خوابیدیم تا 7 .
خواهرم که پاشد منم دوربینو آماده کردم شروع کردم به فیلم گرفتن که یهو سایت سنجش باز شدو نوشته بود اعلام نتایج نهایی آزمون سراسری سال۸۶ . ادامه ی داستان در آپ بعدی .................... .
نه شوخی کردم خلاصه یهو دیدیم نوشته : مهندس شیمی / امیرکبیر تهران.![]()
دارم کفری میشم. هرکی زنگ زده از صبح (حدوداً ۶۰ نفر) گفته ایشالا روزیه آقا پوریا
آخه مگه نمی دونن ما از این عرضه ها نداریم ........................... ؟![]()
![]()
![]()
تو چه دانی که پس هر نگاه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی است
یه نگاه تو که پر عصمت و ناز بر من افتاد چه عذاب و ستمی است
دردم این نیست
ولی
دردم این است
که من
بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم ، آهوئکم
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم![]()
نگو دیره ،
نگو دیره که دلم بی تو میمیره
بگو که همیشه تو عاشقم می مونی ای عشق من
زیر بارون،
زیر بارون به یاد تو گریه کردم
چرا رفتی ، چرا رفتی ؟ ای عشق من
بمون،
نرو تنهام نزار دلم می میره
صدا ،
صدای خنده هات یادم نمیره
خدا،
خدا تنها ملال دل خستگی ها
نرو تنهام نزار گریم می گیره
سلام بچه ها
چطورین؟ خوبین ؟ باورتون نمیشه که دلم چقدر واسه آپ کردن و نظراتتون تنگ شده بود
. خودتون می دونین که هی میومدم و وبلاگو چک می کردم ولی نتونستم آپ کنم
. ببخشید دیگه. قول میدم تکرار نشه![]()
.
جاتون خالی رفتیم تهران. چطور رفتمو برگشتم
. با بدبختیه بسیار زیاد رفتم. با اتوبوس از اینجا تا تهران.
پدرم درومد
. 1دقیقه هم نخوابیدم
. بازم شانس اووردم اتوبوسش ویژه بود
وگرنه...
.تا رسیدم بدون هیچ استراحتی(منم ۲شب بود که نخوابیده بودم) رفتیم حنابندون. جالبیش اینجا بود که همه خوابشون میومد ولی من همچنان در حال قر دادن بودم
. فرداشم که استراحت بود . و ۵شنبه یعنی ۲شب پیش رفتیم عروسی . یه تیپی زده بودم که بیا و ببین![]()
. خلاصه اینکه خیلی خوشتیپانه رفتیم عروسی ولی از شانسه من کسی نبود که بشه مخشو بزنیم همه فامیل بودن![]()
.
ولی خوب، بالاخره یه چند نفری پیدا می شد که.......![]()
.
خلاصه اینکه جاتون خیلی خالی بود . خیلی خوش گذشت. ![]()
![]()
![]()
![]()
ایشالا عروسی خودم همتونو دعوت می کنم![]()
![]()